الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
35
كفاية الأصول ( فارسى )
1 - اگر مراد ، ثبوت واقعى سنت باشد ، كه سنت واقعى از عوارض نيست . 2 - اگر مراد ، ثبوت تعبّدى باشد كه اين ثبوت گرچه از عوارض است ، لكن از عوارض سنت نيست تا اشكال رفع شود ، بلكه از عوارض خبر واحد است . * مقدمة معانى سنت را دوباره بفرماييد ؟ 1 - يكى معناى مصطلح آن است كه همان نفس قول و فعل و تقرير امام عليه السّلام بود . 2 - معناى اعم از معناى مصطلح است كه شامل معناى مصطلح و خبرى مىشود كه حاكى از آن است . * كداميك از معانى سنت اگر در اينجا مراد باشد اشكال آخوند بر مشهور وارد است ؟ اگر معناى اولى مورد نظر باشد . * با توجه به مقدمه مذكور مراد از « و امّا اذا كان المراد من السّنة ما يعمّ حكايتها . . . » چيست ؟ بيان شقّ دوم اشكال است مبنى بر اينكه : اگر مراد از سنت معناى دوم يعنى معناى اعم از سنت محكيه ( كه قول و فعل و تقرير است ) و سنت حاكيه ( كه خبر واحد حاكى از قول امام است ) باشد ، اشكال سابق الذكر مرتفع مىشود . يعنى : ديگر سخن از مبحث حجيت خبر واحد و عمدهء مباحث تعادل و ترجيح نمىتوان به ميان آورد ، چرا كه طبق معناى مذكور سخن در اين مباحث از عوارض سنت است كه يكى از ادلّهء اربعه است و دو مسئله مذكور داخل در مباحث اصولى خواهند بود . * پس مراد از « الّا انّ البحث فى غير واحد من مسائلها . . . الخ » چيست ؟ بيان اشكال ديگرى است مبنى بر اينكه : اگر موضوع علم اصول را در ادلّه اربعه منحصر كنيم ( چه با وصف دليليت و چه ذوات الادلّة ) لازم مىآيد برخى از مسائل اصولى ، از عنوان مسئلهء اصولى بودن خارج شده و طرح آنها در اصول استطرادى باشد . * با ذكر مثال مطلب مذكور را تبيين كنيد ؟ بسيارى از مباحث اصولى همچون اطلاق و تقييد يا عموم و خصوص و يا اجمال و وضوح الفاظ و . . . وجود دارد كه اختصاص به ادله اربعه نداشته و از عوارض ذاتيّه آنها نمىباشند بلكه تعميم يافته و بر غير ادلهء اربعه نيز عارض مىشوند .